اسکیس های روزانه ی من

ستاره ای که آسمونی واسه چشمک زدن توش نداره.

اسکیس های روزانه ی من

ستاره ای که آسمونی واسه چشمک زدن توش نداره.

سال 91

بالاخره سال نو شد 

سال نوتون مبارک 

امسال شروعش برام عجیب بود 

چشمام بی محابا خیس شده بودن 

و قصد استوپ هم نداشتن 

حتی وقتی تو بغل مامان بابا بودم برا روبوسی و تبریک 

بازم اشکام میومد 

برخلافه خیلی از بچه ها 

من هیچ تصمیمی برا سال 91 از پیش نگرفتم 

حتی ایده الی هم برا91 ندارم 

میدونم این بدترین چیزه 

اما من اینم دیگه 

همیشه بدترینهارو برام خودم میسازم 

کلا لجبازم دیگه 

خلاصه که لحظه تحویل سال دعا کردم 

اما فکر نمیکنم امسالم سال خاصی باشه 

1ساله مثل تمام سالایی که اومدنو رفتن 

میدونم خیلیا مطمئنا امسال اتفاقای مهمی برام میوفته 

اما من اصلا مطمئن نیستم 

مامانجونم امسال دعایی اونجوری برام نکرد 

شاید چون میترسیده ناراحت بشم 

اما مادرجونم بمحض دیدنم 

شروع کرد به قربون صدقه و اینکه 

مادر ایشاالله عید سال دیگه من زنده باشمو 

تو با شوهرت بیای عید دیدنیم 

هه 

فقط خندیدمو رفتم تو بغلش 

خب 2تا نوه دختر دیگه بیشتر نداره 

دلش میخواد زودتر عروس بشیم 

البته باید اعتراف کنم خیلیای دیگم همینو میخوان 

شاید خودمم میخوام،نمیدونم 

اما نه من شوهر نمیخوام 

من 1همراه میخوام 

1پایه ی همه جوره 

1پایه که هروقت خواستم باشه هروقت نخواستم نباشه 

گفتم که سال 90 از من ادم عجیبی ساخته 

اصلا بیخیال 90 و 91 

بیخیال همه ادمای سال 90 

که خیلیاشون رفتن که بخاطره بپیوندند 

و بیخیال تمام ادماییکه قراره تو 91 بیان 

و 92 بخاطره بپیوندند 

مهم منم ، من 

مهم شماید فقط خودتون 

امیدوارم امسال برا خودمون بهترین باشه 

برا خود خودمون

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد