-
ارشد91
شنبه 6 خردادماه سال 1391 19:34
-
251
شنبه 6 خردادماه سال 1391 00:35
-
250
جمعه 5 خردادماه سال 1391 00:31
-
لیلــه الرغائب
پنجشنبه 4 خردادماه سال 1391 19:37
دوستای وبلاگی اهای اونایی که من میشناسمتون اهای اونایی که من نمیشناسمتون امشب لیله الرغائبه منو از دعای خیر خودتون بی نصیب نذارید امشب برا همه دعاکنید برا ارزوهای خودتونم به خدا التماس کنید به امید اینکه خدا امشب هیچ کدوممونو دست خالی از درگاهش برنگردونه دارم با ۱سرگیجه خفن و ۱شیمک گرسنه اینا رو تایپ میکنم میدونم من...
-
248
پنجشنبه 4 خردادماه سال 1391 02:03
امروز بازم خبر مرگ بهم دادن مامان مونا فوت کرده طفلک مونا خدا رحمتش کنه این بیماری قند چه بیماری خانمان براندازیه تو این موندم که من چقدر خبر مرگ میشنوم تواین وبلاگ چقدر خبر مرگ دادم الله و اعلم خداهمشونو قرین رحمت خودش بکنه
-
247
سهشنبه 2 خردادماه سال 1391 20:56
دلم یزد میخواد اما اگه قرار باشه بچه ها نباشن نمیچسبه یزد و با دوستام میخوام کاش منیژ بتونه بیاد باهم بریم باید برم کارای فارغ التحصیلیمو انجام بدم دلم بیرون رفتن با دوستامو میخواد دلم گردش میخواد دلم خنده و تا نصفه شب حرفیدن میخواد من دلم هم سن و سالامو میخواد دیشب رفتم خونه مامانجونم هرکاری میکردم با دایی جونی...
-
246
دوشنبه 1 خردادماه سال 1391 12:05
من کلا همه چی بوقتش برام خسته کنندس تا وقتی کار داشتم از کار خسته بودم حالا که همش بیکارم از بیکاری مینالم خب خیلی بیکارم حوصله هیچکاریم ندارم دلم لک زده برا تنیس اما مامانم نمیزاره میگه تا پات خوب نشه حق نداری بری تنیس دلم کلاس زبانم میخواد اما دوس ندارمم برم ثبت نام دلم کارم میخواد اما نه من میرم دنبالش نه بابا به...
-
شرمنده که مجبورم
دوشنبه 1 خردادماه سال 1391 11:12
-
244
یکشنبه 31 اردیبهشتماه سال 1391 18:40
از عید تا حالا نازیو ندیده بودم بالاخره امروز دیدمش هرچند که همش به سکوت گذشت اما چند لحظه ایش واقعا ناب بود مدتها بوداروم تو بغل کسی نبودم امروز چندلحظه ای رو ابرا بودم زمرمه هاش در گوشمو دوس داشتم از خودم بدم میاد وقتی میبینم نازی اینقد من و دوس داره ومن فقط اذیتش میکنم اقا چی میشد اگر نازی پسر میبود دیگه من هیچ غصه...
-
243
یکشنبه 31 اردیبهشتماه سال 1391 00:59
خیلی دلم میخواد بدونم تو این مدت چندبار باهاش تماس گرفته مهم نیست اون چند بار باهاش تماس گرفته برا من مهمه که بدونم این چند بار با اون تماس گرفته اگر باهاش صحبت کنم ازش میپرسم پ.ن ۱ : دلم میخواد گوشیامو خاموش کنم ۱روز ۲ روز ۳روز ۱هفته نمیدونم نمیدونم میتونم دووم بیارم یا نه نمیدونم کی باید خاموش کنم میدونم ها که تو چه...
-
242
شنبه 30 اردیبهشتماه سال 1391 01:37
با تمام وجود امروز دلم میخواست من برهنه تو اغوش .................................................. پ.ن : اصلا میدونی چیه من امروز با تمام وجود میخواستم تو اغوش ۱مرد باشم من امروز تمام وجودم سرشار بود از حس زنانگی من امروز تمام وجودم سرشار بود از .......... نه من امروز سرشار از حس نبودم من امروز سرشار از هوس نبودم من...
-
یادداشت
چهارشنبه 27 اردیبهشتماه سال 1391 22:22
سرش در اومده مامان اومده خونه میگه خانم .... الان دیدتم بهم گفته میخوام ۱حرفی بزنم مامان میگه گفتم بفرمایید اونم پرسیده ستاررو شوهر میدید یا نه مامان گفته چطور مگه اونم گفته برا برادرشوهر... مامان میگفت کلی وقت داشته تعریف میکرده که گاوداری داره زمین زراعی داره بهترین خونرو داره بهترین ماشین داره مثل این خونواده نیست...
-
سومین مهمون
چهارشنبه 27 اردیبهشتماه سال 1391 21:14
اومدنو رفتن بهمین سادگی ومن باز دچار افسردگی شدم و۱سر درد خرکی واحتیاج به ۱مسکن روحی کاش اون مسکن بود کاش .............
-
239
سهشنبه 26 اردیبهشتماه سال 1391 13:09
داره میره عراق با ۲تا مهندس دیگه نمیخوام بره من نمیدونم این پروزه هارو از کجا گیر میاره تا شنبه هم که برنمیگرده کم تنها بودم تنهاترم میشم دلم میخواد برم یزد اما دلم میخواد ۱جوری برم که ... میگم بیرون بودیم میگه کجا ؟ میگم خرید میگه خرید چی؟ میگم لباس میگه برا چی ؟ میگم عصرونه میگه قراره مهمون بیاد ؟ میگم اره میگه همون...
-
238
دوشنبه 25 اردیبهشتماه سال 1391 15:22
اینقد نرفتم دکتر تا امروز دیگه مجبور شدیم حسابی سوراخ سوراخ شم با امپول مشکلی ندارم اما چندوقت بود سرم نزده بودم امروز دیگه مجبور شدیم چقدم بد برام زد دستم بادکرده کلی امپول زدن امروز 1نکته جالب داشت پرستاری که اومد برام امپول بزنه بهم میگه هیکل خیلی قشنگی داری نذاری شوهر میکنی چاق بشیا و من از تعجب چشام چندتا شده بود...
-
شغل ...
دوشنبه 25 اردیبهشتماه سال 1391 15:06
۱وقتایی فکر میکنم دوس دارم شغل شوهر ایندم چی باشه بعد شروع میکنم فکر کردن یادمه قبلنا میگفتم فقط باید ریاضی باشه و مهندسی باشه اما بعدش یکم منطقی تر به موضوع نگاه کردم حالا ها که فکر میکنم میبینم که ۱سری شغلارو دوس ندارم شوهرم داشته باشه مثلا شغل ازاد دوس ندارم از هر نوعش با هر درامدی این چندوقته هم خیلیا روبخاطر همین...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 24 اردیبهشتماه سال 1391 18:35
من نمیخوام شب بشه نمیدونم چرا شبا اینقد تلخ شدن نمیدونم چرا دیگه از شبا میترسم اینقد دلم میخواد الان به یکی بگم میترسم از شب که در گوشم بگه ................................. دیشب تو اوج گریه دلم خواست به یکی پناه ببرم اما بقول خودش دروغ است که میگویند دل به دل راه داره دیشبم با اشک خوابم برد صبح با نازی قرار داشتیم...
-
روز زن
شنبه 23 اردیبهشتماه سال 1391 15:18
مامانی من روزت مبارک مامانا روزتون مبارک خانما روزتون مبارک نمیدونم امروز باید به منم تبریک بگن یا نه من شاملش میشم یا نه اینو از کی باید پرسید از .................... سرم درد میکنه قلبم درد میکنه دل زخمیم درد میکنه دلم امید میخواد دیگه حتی شنیدن حرفاییکه بیشتر وقتا لبخند به لب دخترا میاره هم لبخند به لب من نمیاره...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 21 اردیبهشتماه سال 1391 22:21
حس نوشتنم نمیاد داغونم داغون
-
خانم ام البنین
شنبه 16 اردیبهشتماه سال 1391 22:35
از صبح تا حالا دارم راه میرم پاهام داره میشکنه دیگه خداروشکر همه چی خوب بود منم خوب بودم اما نمیدونم چرا الان دلم گرفته بگم نمیدونم دروغه خب دوس داشتم الان یکی بهم خسته نباشید حسابی بگه میدونم نباید اینو بگم میدونم حضرت ابولفضل بی جوابم نمیزاره اما بخدا دلم گرفته مطمئنم همه دوس دارن یکی باشه که حواسش به ادم باشه یکی...
-
دوست
چهارشنبه 13 اردیبهشتماه سال 1391 00:00
دوست، تقدیر گریزناپذیر ما نیست. برادر، خواهر، پسر خاله و دختر عمو نیست که آش کشک خاله باشد. دوستی انتخاب است. انتخابی دو طرفه که حد و مرز و نوع آن به وسیله همان دو نفری که این انتخاب را کرده اند تعریف می شود. با دوستانمان میتوانیم از همه چیز حرف بزنیم و مهم تر آنکه می توانیم از هیچ چیز حرف نزنیم وسکوت کنیم. با...
-
231
دوشنبه 11 اردیبهشتماه سال 1391 15:39
دارم میترکم از بغض واقعا چه دنیای مزخرفیه از اون بدتر اینکه تو این دنیا کسیم نداشته باشی جدیدا تنهای تنهام به معنای واقعی تنهام خونواده غنیمتین اما نمیتونن همیشه همه جاهی خالی و پرکنن این روزا منم و ۱دنیا جای خالی حالم از تمام ادماییکه ادعای دوست داشتن میکنن بهم میخوره هی با توام ......... اره با توام هستم ..... توام...
-
مشورت
جمعه 8 اردیبهشتماه سال 1391 00:35
مامان میگه استخدام رسمی شرکت نفته دانشگاه تهران داره درس میخونه باباش دندونپزشک مامانش خانم فهمیده ایه همین نزدیکمون میشینن ۲تابچه بیشتر نیستن دخترشون همسن تو خانواده با فرهنگین ازلحاظ اعتقادیم شبیه خودمونن مامانش خیلی اصرار کرد من گفتم قبول نمیکنی من شاخام در اومده بود گفتم چرا مامان؟ گفت اخه ۶۷ بود و من وارفتم انگار...
-
229
پنجشنبه 7 اردیبهشتماه سال 1391 13:44
حس مزخرفیه که همدم تنهاییات بشه ..... دیگه اینجا هم برام جذابیتی نداره جز تلف کردن وقتم اما بازم برمیگردم همینجاو .........................................
-
یادگاری
سهشنبه 5 اردیبهشتماه سال 1391 22:11
میرم جلوی اینه چشمم به کبودیا میفته ناخودآگاه خنده میاد به لبم خندم تبدیل میشه به ناراحتی اخه کبودیا دارن کمرنگ میشن بهم نخندید مطمئنم که خیلیاتون این حس و تجربه کردید حس شیرینیه منکه دوسش دارم از اینم که یادگاریام دارن محو میشن ناراحتم
-
دومین بار
دوشنبه 4 اردیبهشتماه سال 1391 23:18
یادمه ترم مهر امسال بود رفتم دانشگاه نمایشگاه کتاب بود اونروزواونجا ۱دفترچه خیلی قشنگ خریدم برا ثبت شبه امروزهایی اما همچنان خالیه امروز برا بار دوم ما میزبان نوع خاصی از مهمان بودیم اوهوم مهمان خاصی که من اصلا خوش ندارم پایشان به خانمان باز شود از اینکه مثل ۱جنس جلوی کسی ظاهر بشم بدم میاد از اینکه مثل خریدار نگاهم...
-
226
جمعه 1 اردیبهشتماه سال 1391 12:13
بازم این خانم خانما هوس دوس پسر کرده حالا باید خر اورد و باقالی بار کرد
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 1 اردیبهشتماه سال 1391 02:42
امروزم خاطره شد مهمان داشتم نتونستم مراسم مهنازم برم مهمانمان هم به امیدی امده بود که امیدش نا امید شد راستی امروز تنبیهم شدم بخاطر اینکه باز زدم زیر قولمو چاق شدم بازوش کبود شده
-
مهناز
سهشنبه 29 فروردینماه سال 1391 22:48
امروز تهران بودیم بهشت زهرا رفته بودیم عروسی پسر عموم خودش میگفت عروسیمه اخه زنش لباس سفید پوشیده بود اما پسرعموم لباسش سیاه بود سیاهه سیاهه سیاه بازم پسرعمو عزادار شد اینبار عزاداره همه کسش عزاداره کسی که6سال میخواستش بعد 6سال رضایت دادن عزاداره کسی که 3ماه مال خودش بود هنوز لبخند موفقیت رولباشون بود که روزگار باز...
-
223
جمعه 25 فروردینماه سال 1391 15:48
میخوام بنویسم میخوام بگم دلم پره اما میدونم گفتنم فایده نداره پس لال بشم بهتره