-
۱۶۱
جمعه 21 بهمنماه سال 1390 13:09
دیشب ساعت ۱ هوس حرف زدن با ۱نفر به ذهنم رسید اون ۱نفر ۱نفر خاص نبودا میتونست هر ادمی باشه که ارومم کنه هرکس با خودم فکر کردم که به این بزنگم٬به اون بزنگم اخرش به هیچکی نزنگیدمو خوابیدم .
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 20 بهمنماه سال 1390 13:44
دلم نوشتن میخواد دل تنگم اما نه خستم دل تنگ نیستم کسیو ندارم که دلتنگش باشم.
-
۱۵۹
یکشنبه 16 بهمنماه سال 1390 17:05
دلتنگش شده بودم اینقدی که هوای رفتن پیشش زده بود بسرم اما خودش باز اب ریخت رو اتیش دلم میدونم دلیل حرفاش علاقشه اما کاش علاقشو جور دیگه ابراز میکرد
-
۱۵۸
یکشنبه 16 بهمنماه سال 1390 17:02
اون: من خسیسم هیچکیه هیچکی من: اکی هیچکیه هیچکی
-
اولین بار
شنبه 15 بهمنماه سال 1390 13:04
۸ بهمن بالاخره اولین نفر پاشو بخونمون گذاشت فکر میکردم سخت تر از اینحرفاس اما نبود شاید چون جفتمون همکاربودیم و جفتمون راحت همه چیش معقول بود همه چیش اکی بود از ظاهر بگیر تحصیلات سن کار ازنظر دیگران اره اما نظر من با بقیه فرق داره من دوست ندارم مردم هم رشتم باشه من دوست ندارم مردم بیخیال طراحی باشه من دوست ندارم مردم...
-
۱۵۶
شنبه 15 بهمنماه سال 1390 12:50
کوپول برای همیشه از زندگیم رفت بیرون میدونستم تو این موقعیتا ادم احتیاج به ۱همدم داره اما نخواستم من اون همدم باشم و اون با نخواستن من شکست حرفیکه تا بحال نزده بود بهم زد و تمام کوپول با اونهمه خواستنم فراریش دادم اینم هنر منه دیگه
-
۱۵۵
شنبه 15 بهمنماه سال 1390 12:45
می گوید دلم برایت تنگ شده در جواب می گویم منم همینطور می گوید دلم بغلت را میخواهد در جواب می گویم منم همینطور جابجا شدیم انگار فکر میکنم به اینکه تمام لحظاتیکه جواب او این بود حسش هم همین بوده که من در حال حاضر دارم؟؟؟ و اخرش به این نتیجه میرسم که وای بر من وای بر من که عمری .................
-
۱۵۴
دوشنبه 3 بهمنماه سال 1390 14:48
دیروز بهم اس داده اکر میخوای برا اخرین بار ببینیم تا ۵ مین دیگه بیا فلکه میثم اونجا منتظرتم بعدشم قراره گم و کور بشم وقتی اس رو خوندم وا رفتم حالا من خونه مادرجونم بودم ناهار نذری داشتن و راهم دور بود منم ماشین نداشتم باباییم که نبود عمه هامم که همیشه دنبال سوژن باید چیکار میکردم؟؟؟ فکر کن ۱بچه پولدار که باباش زندگیو...
-
۱۵۳
شنبه 1 بهمنماه سال 1390 23:20
بابایی و داداشی با دوستای بابایی رفتن سفر ومن هنوز هیچی نشده دلم براشون تنگ شده
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 1 بهمنماه سال 1390 00:38
بازم ۱جوون دیگه بازم ۱پدر و مادر داغدار بازم برادراییکه از اونسرایران اومدن بخاطر داداشیشون بازم بداخلاقیای قلنبه وسکوت خفقان اور وخبر خواهری و تموم شدن فرصت جبران از غروب فقط ۱ اس داده داداشی مرد. ومن ................. دقیقا الان به ذهنم رسیده که با این اوصاف بودن من تو ختماش تسلی میشه برا کوپول اما مگه میشه؟؟؟؟؟ وای...
-
دخترکوچولو بابا
چهارشنبه 28 دیماه سال 1390 01:50
همه دارن بهم اعتراض میکنن که هرچی فارغ البال گذراندی دیگه بس است که هرچی چشم بسته به همه گفتی قصد ازواج ندارم بس است که هرچی خودت رو دختر کوچولوی خونه دونستی دیگه بس است که دیگر وقتش شده به زندگی جدی نگاه کنی که دیگر وقتش شده به همراه زندگیت فکر کنی که دیگر وقتش شده محک بزنی و بعد نفیش کنی که دیگر وقتش شده حتی برای...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 27 دیماه سال 1390 23:46
سین مثل ...... سلام سین مثل ..... ستاره
-
سنگ
سهشنبه 27 دیماه سال 1390 22:13
دوس دارم بشم ۱تیکه سنگ من نمیخوام احساس داشته باشم من نمیخوام مهربونی داشته باشم من نمیخوام کسیو دوس داشته باشم من نمیخوام .................................. همیشه دوس داشتم برم ۱سنگ حدید بخرم شنیدم سنگ حدید ادمو قسی القلب میکنه میخوام ۱چیزی پیدا کنم که قسی القلبم کنه من میخوام تبدیل بشم به ۱سنگ من میخوام تبدیل بشم به...
-
۱۴۸
شنبه 24 دیماه سال 1390 18:46
پنبه ای ظهر اس ام اس داده حالمو پرسیده جوابشودادم اما جواب نداد باز اس دادم نکنه باز پیامم بدستتون نرسیده جواب داده رسیده٬هروقت وقت کردی باهام تماس بگیر نمیدونم چرا حس میکنه من جلوی مامانم اینا نمیتونم باش بحرفم اومدم تو اتاقم بهش زنگیدم یکم که حرف زدیم میگه اگه امکانش هست با تل خونه حرف بزنیم از موبایلو صحبت باهاش...
-
۱۴۷
شنبه 24 دیماه سال 1390 18:31
امروز فهمیدم بوی خون چقدر ازاردهندس ازاردهنده تر از اونیکه فکرشو بکنی.
-
مقابله
پنجشنبه 22 دیماه سال 1390 17:58
چندروزیه باز من حسام قوی شده اینقد که گاهی به گریه میندازتم اما راه مقابله باشو بلد نیستم و شرایط اروم کردنشم نیست کاش یکی بود تا بهم بگه چجوری باید باش مقابله کرد.
-
تخت ۲نفره
پنجشنبه 22 دیماه سال 1390 12:43
ساعت از ۳ گذشته ومن اومدم تو تختم که بخوابم چشمامو میبندم و به این فکر میکنم تختم باید ۱کم بزرگ شه وقتی قراره با تو کنار هم بخوابیم میخوام اینقد بزرگ بشه که بتونم حسابی باهات غلت بزنم تختم بزگ میشه بهمین اسونی و تو تو اتاق منی و مهمتر از اون تو تختمی کنارمی ٬کنارتم ٬بهم چسبیدی ٬بهت چسبیدم ٬قراره باهم یکی بشیم باهم یکی...
-
۱۴۴
پنجشنبه 22 دیماه سال 1390 00:35
نگاهم بهش بود و حواسم بتنهاییم اما متوجه شدم نخیر این خبرام نیست
-
۱۴۳
پنجشنبه 22 دیماه سال 1390 00:33
شب٬تنهایی شب٬تنهایی٬پرسه شب٬تنهایی٬پرسه٬.....
-
اهای ....
پنجشنبه 22 دیماه سال 1390 00:32
دلم میخواد بهت اس بدم بگم اهای ....٬هواییم کردی.
-
۱۴۱
پنجشنبه 22 دیماه سال 1390 00:31
استخاره کردن ٬جواب نه قراره بگن نیان ومن نمیدونم خوشحالم یا ناراحت!!!!!!!
-
۱۳۸
دوشنبه 19 دیماه سال 1390 21:49
از جلوی مغازه رد می شم ٬یاد حرفش می افتم٬ عقب عقب می یامو با اعتماد بنفس تمام میرم تو مغازه چیزی نمی پسندم اما محض اینکه دست خالی از مغازه نیومده باشم بیرون ۱۲ تومن سبک میشم و حالا من موندم با ۱لباسی که بهم اندازه نیست .
-
۱۳۷
یکشنبه 18 دیماه سال 1390 20:07
چقدر دلم میخواهد اینی که هستم نباشم
-
۱۳۶
یکشنبه 18 دیماه سال 1390 19:36
چشام میسوزه اما بدتر از چشممام .....
-
میترسم
یکشنبه 18 دیماه سال 1390 18:00
ازظهر تا حالا همش چشمام پر اشکه هیچوقت فکر نمیکردم زندگی اینقد سخت باشه اخه چیکار میشه کرد اخه از کجا میشه درست و غلط و فهمید اخه .................................. ظهر بعداز حرفای مامانی و خواهری پناه بردم به اتاقم همینجوری اشک میریختم دلم میخواد ۱دوست بود که میتونستم باش بحرفم اما دریغ از ۱نفر مگه میشه ادم اینقد...
-
۱۳۴
شنبه 17 دیماه سال 1390 22:51
خیره شدم به صفحه گوشیم منتظر پی امتم لا مصب دِ یاللا
-
توهین یا ...؟
شنبه 17 دیماه سال 1390 21:49
دل هردومون تنگ شده اما از دستش ناراحتم حس میکنم بهم توهین کرده شایدم باز حساس بازیم گل کرده نمیدونم بنظر شما به یکی بگن : طرف سرکارت گذاشته یعنی چی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ از نظر من یعنی : تو اینقد ساده و احمقی که طرف تونسته سرکارت بذاره ازنظر من یعنی : توهین ٬توهین ٬توهین اما از نظر اون یعنی نگرانی
-
۱۳۲
جمعه 16 دیماه سال 1390 00:32
پنبه ای داره ۱جورایی میشه یعنی باید ازش بترسم؟؟؟؟ یعنی حرفای همه راست بود؟؟؟ یعنی .....................................
-
مسبب
سهشنبه 13 دیماه سال 1390 15:15
دلم میخواد زل بزنم تو چشماتو صورتمو بهت نزدیک کنمو شروع کننده ی دقایقی رویایی بشم.
-
۱۳۰
سهشنبه 13 دیماه سال 1390 15:11
۱۱۱ عدد قشنگی میتونه باشه ها مرسی بابت ۱۱۱ که بهم هدیه دادی